محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
583
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
حالت بشرى ما سازگار است ، همانند كسانى كه در برابر قوانين شرع تسليماند و نه همچون كسانى كه بر شارع حقوقى دارند و حقوق خويش را از او مىطلبند . شاطبى مىگويد : « از جمله امورى كه مبتنى بر مطالب قبلى است : اين است كه فاعل سبب ، مىداند كه مسبّب - هرگاه به فاعل واگذار شود - در حيطهء اختيار او نيست و بايد از آن صرفنظر كند كه به اخلاص ، تفويض و توكّل بر خداى تعالى نزديكتر و بر استقامت در برابر اسباب و عوامل مأمور بها و خروج از اسباب زيانبخش و شكر و سپاس و جز اينها از مقامات ارزشمند و احوال پسنديده ، مفيدتر خواهد بود . و اين مطلب علاوه بر اينكه خود ظاهر و روشن است ، با ذكر برخى از ويژگىها روشنتر مىگردد . » . امّا اخلاص ، چون مكلّف وقتى كه امر و نهيى را در سبب ، بدون توجّه به غير آن امر و نهى بپذيرد ، خارج از بهرههاى خود و قائم به حقوق پروردگار ، در جايگاه بندگى قرار گرفته است ، بر خلاف آنجا كه به مسبّب توجّه كند و آن را منظور نظر سازد ، زيرا وى در وقت توجّه به مسبّب در حقيقت روى دلش را به سوى آن كرده است . بنابراين ؛ توجّه به پروردگارش در حقيقت توجّه به سبب است ، به واسطه توجّه به مسبّب ، و هيچ ترديدى نيست كه اين دو مرحله از اخلاص با هم تفاوت دارند . و امّا تفويض و واگذارى به خدا ، از آن جهت كه اگر مكلّف بداند كه مسبّب داخل در تحت تكليف او نيست و نه از نوع مقدورات اوست . در آن صورت روى دل خود را به سوى خداى سبحان برمىگرداند و داراى توكّل و حالت تفويض و واگذارى كار به او مىشود . اين وضع در تمام تكليفهاى معمولى و عبادى است ، و نسبت به امر عبادى اين را بايد افزود ، مكلّف پس از حالت تسبيب همواره در حال خوف و رجاست ؛ او از جمله كسانى است كه به مسبّب به عنوان اينكه داخل در سبب است ، توجه كرده ، نگران خواهد بود و درعينحال به نتيجهء مسبّب قرار دادنش او را اميدوار ، و چهبسا كه اين حالت وسيلهء اعراض وى از تكميل سبب گردد ، به خاطر شتابى كه براى رسيدن به نتيجه داشته است . در اين صورت به چيزى توجّه كرده كه نبايد مىكرد و چيزى را كه وى با توجّه به او مىجست ، ترك كرده است . و اينجا حكايت آن پرهيزگار فريبخورده به خاطر مىآيد كه « شنيده بود : ( هركه چهل روز براى خدا اخلاص ورزد ، چشمههاى حكمت از قلب وى به زبانش جارى مىگردد ) ، به خيال خود